ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

146

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

سام را هفت پسر بودند ، نام ايشان ارفخشد و ارم و ؟ اليفر ؟ و الاسور و عالم و كرمان و لورد ، [ 1 ] و هر يكى را فرزندان بودند بسيارى ، و قبيلها ، و من ذكر ايشان مختصر و مجمل بگويم بر عادت خويش و مشبع ان شاء اللّه تعالى . ارفخشد بن سام [ را ] پسر سالح [ 2 ] بود ، و او را سه پسر بود يكى عابر و او هود پيغامبر [ بود ] عليه السلام ، و پسر او فالغ بود [ 3 ] جدّ الخليل عليه السلام ، و نزار و مضر و همه اجداد پيغامبر ما عليه السلام ازين نژاد بودند ، و ديگر پسر را نام قحطان بود ، و او جدّ آل قحطان بود و ملوك حمير و تبعان يمن ، و او را از آن قحطان خوانند كه در عهد او قحط افتاد سخت ، او قحط براند از بسيارى كه مردم را بداد ، و گفتند : بقحط القحوط و يطردها بسخايه و جوده [ 4 ] و او بزرگتر كسى بود اندر حلم و سخاوت و فراخ دستى ، پس از گروه عاد زنى خواست و فرزندانش آمدند ، چون يعرب و جرهم و المعمر و صاعد و حمير و منيع و حض [ 5 ] و از يعرب . يشحب زاد ، و سبا پسر يشحب بود ، پدر همه ملوك حمير ، و تبعان ، و اوّل كسى كه به زبان تازى فصيح سخن گفت و پسران ، او را تحيت كردند و گفتند : ابيت اللعن ، و انعم صباحا ، اين يعرب بود [ 6 ] چون بيمن جاى گرفتند ، و ديگر يمانيان را نسب ( 94 - آ ) جمله ،

--> [ ( 1 ) ] طبرى : سام را از ( صليب ) دختر بتاويل . . . از فخشد و اشوذ و لاوذ و عويلم بزادند و ارم نيز از پسران سام است اما مادر وى بتحقيق معلوم نيست . ( ط 1 - 1 ص 212 - 213 ) و بروايتي ديگر : ناسور : لوذ ، بجاى اشوذ و لاوذ ( ص 219 ) بروايتى : باسور عوض ناسور ( التنبيه : 78 ) و در ( ص 216 ) عابر ( ن : غابر ) عليم . اشوذ ، ارفخشد ، لاوذ ، ارم . و ظ : الاسور و عالم و نورد كه در متن است مصحف : اشوز و عليم يا عويلم و لاوذ است . ابو حنيفه : كان لسام بن نوح خمسة بنين ارم و كان اكبرهم سنا و ارفخشذ و عالم ( ن ل : عليم ) و اليفر و الاسور ( اشوذ ) ( ص 5 ) و در همين صفحه باز پسرى از سام باسم ( نورج و تورج ) ذكر كرده كه با آخرين پسر سام درين كتاب مطابق است يردهم ديده شده [ ( 2 ) ] طبرى : شالح و شالخ . [ ( 3 ) ] متن : فالع هم خوانده مىشود : طبرى و ساير : فالغ . [ ( 4 ) ] ابو حنيفه : و انما سمى قحطان لقحطه القحوط و طرده بالسخا و الجود ( ص 8 ) [ ( 5 ) ] دينورى : تزوج امراة من العماليق . فولدت يعرب و جرهم و المعتمر و المتلمس و عاصما و منيعا و القطامى و عاضيا و حمير ( ص 9 ) و طبرى : حضر موت نامى را پسر يقطن شمرده و گويد يقطن هو قحطان بن عابر بن شالخ بن ارفخشد بن سام ( 1 ص - 219 ) [ ( 6 ) ] كذا فى تاريخ حمزه و اما طبرى بقحطان نسبت دهد ( ج 1 - 1 ص 217 )